تبليغاتX
رود

رود


من تا مدت ها دیگه این جا نمی نویسم. نه این که نوشتنم اتفاق مهمی بوده باشه که حالا دارم عدمش رو جار می زنم، نه. از این قرتی بازی های وبلاگ حذف کردن و هی اومدن و رفتن و این نوع جلب توجه ها هم خوشم نمیاد. ننوشتنم هم دلایل فلسفی قلنبه و سیاسی و اجتماعی نداره، هرچند که بی تاثیر از هیچ کدومشون نیست.

نمی نویسم چون من هم مثل بیشمار زنان کره ی زمین، هر شب که قبل از خواب کارهای کرده و نکردم رو مرور می کنم و برنامه های فردا و همه ی تلنبار شده های ذهنم جلوی چشم هام رژه می رن، کلی ناگفته و ایده برای نوشتن به ذهنم میرسه. کلی عبارت، عنوان، موضوع که خوبند ولی یک جورهایی عقیمند، کالند، اصالت ندارند و از همه مهم تر

                    خیلیشان حرف هایی هستند که من می خوام تو بدونی و شاید فقط تو بدونی...



من تا مدت ها شاهدم و شاید بیشتر از هر زمان دیگری می خونم و چه دست نوشته های خوبی که پیدا کردم. . . در اولین مجال ذهنی اون ها رو سهیم می شم باهاتون.

*صدای باران است
صدای قطره های پیاپی
که از شکاف زمین
رود می سازند
و رود
غبار و قایق را
به موج می بخشد
به موج ِ آینده
- خداحافظ!

* سیما یاری


+ بارش های ذهن و دل مهبان در شنبه 7 شهریور1388 23 |


به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند سرود رفتن و رفتن X

سردآب رود.کلاردشت.جایی که برای هزارمین بار عاشق ترکیب آب، کوه، جنگل و خدا شدم.


قطرات اول
نامه به من


کوتاه خواندنی

نازنین من
برای دخترم!
خواهر عزیز من
گفتگو!
رقص!!!
آرشیو پیوندهای روزانه


بارش های قدیمی

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


آرشیو موضوعی

شعر


می خونم

*
راز
لیلا
سروش
رهایی (فرهمند)
شب شرقی(سارا)
خاطرات فرنگ (هادی)
کوچه علی چپ(احسان)
سیب زمینی آسیب دیده(پدی)
نغمه های نوی یک شبان(هامون)
مجاز (فروزنده)
زندگی ( علی )
سکوووت ( مینا )
کوهستان ( همایون)
سکوت بشکسته(هادی)
از هر دری وری ( حسین )
پیاده روی ( سید حسین )
ارمیا
تی.ام
ایران اهدا
گرافیکی
متانویا


    :

قالب : Night Skin