|
من تا مدت ها دیگه این جا نمی نویسم. نه این که نوشتنم اتفاق مهمی بوده باشه که حالا دارم عدمش رو جار می زنم، نه. از این قرتی بازی های وبلاگ حذف کردن و هی اومدن و رفتن و این نوع جلب توجه ها هم خوشم نمیاد. ننوشتنم هم دلایل فلسفی قلنبه و سیاسی و اجتماعی نداره، هرچند که بی تاثیر از هیچ کدومشون نیست. نمی نویسم چون من هم مثل بیشمار زنان کره ی زمین، هر شب که قبل از خواب کارهای کرده و نکردم رو مرور می کنم و برنامه های فردا و همه ی تلنبار شده های ذهنم جلوی چشم هام رژه می رن، کلی ناگفته و ایده برای نوشتن به ذهنم میرسه. کلی عبارت، عنوان، موضوع که خوبند ولی یک جورهایی عقیمند، کالند، اصالت ندارند و از همه مهم تر خیلیشان حرف هایی هستند که من می خوام تو بدونی و شاید فقط تو بدونی... من تا مدت ها شاهدم و شاید بیشتر از هر زمان دیگری می خونم و چه دست نوشته های خوبی که پیدا کردم. . . در اولین مجال ذهنی اون ها رو سهیم می شم باهاتون. * سیما یاری + بارش های ذهن و دل مهبان در شنبه 7 شهریور1388 23 |
|
| ||||||