|
I lead this simple but mystrerious life of mine;wondering how it will last.where will the road lead us? Only a fool would say… + بارش های ذهن و دل مهبان در شنبه 27 مهر1387 21 |
خوابم میاد، خستم ولی بعد از یه گپ یه ساعته با بهترین دوستم ذهنم فعال شده. کلی انرژی صرف کردم از حالتی که توش بود در بیاد. یادش بره میخواد چند بار دیگه هم تاکید کنه که خیلی درد داره هر روز بری سر کلاس درس و خودتو نفرین کنی که آخه جای تو که ابن جا نیست. حالا ضیافت شام بارئیس دانشکده دعوتت کن چون دانشجوی برتری، حالا هی بری و بیای، حالا ... یاد حرفهای همین امروز صبح هم کلاسیم میفتم: حالم از این درسها به هم میخوره. هیچ کدومو نمیتونم تحمل کنم. همه اوقات بیکاریم رو میخوام برم کوهی، غاری، جنگلی، درهای. مال این جا و این درسا نیستم. یاد خودم میفتم. یاد تو، یاد ما، یاد همهی ما که این جا جامون نیست. دهی دشتی جنگلی کلبهای رهایم اگر کنم رهایم اگر کنند . . .
+ بارش های ذهن و دل مهبان در چهارشنبه 17 مهر1387 0 |
World is so much filled with hatred that those who find love in their chests have to reveal it. + بارش های ذهن و دل مهبان در جمعه 12 مهر1387 18 |
|
| ||||||