|
Shift را رها کن عزیز من، لازم نیست همه چیز این قدر بزرگ باشد... + بارش های ذهن و دل مهبان در سه شنبه 29 مرداد1387 0 |
من هنوز در به در طرّهی اون زلف سیاتم منو کشتی منو کشتی منو کشتی پ.ن : قال الله تعالی: من طلبنی وجدنی،و من وجدنی احبّنی، و من احبّنی عشقنی، و من عشقنی عشقته، و من عشقته قتلته، و من قتلته علیّ دیته، و من علیّ دیته فانّی دیته پ.ن : کجاست منتظر تو؟ چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم، عزیز من، چه غریبی... پ.ن : عید مبارک. + بارش های ذهن و دل مهبان در شنبه 26 مرداد1387 12 |
روزهای عجیبیست. صداقت از جنس نوشتن نیست، هر دو سحرند. طلسم این، آن را خنثی کند گمانم. دلم تنگ است، راه عبور حرفها و لرزشها به ذهنم انگار بند آمده، میترسم، از بیپروایی دلم، از همدستی ناقص عقل با این ناقصه عقل، دل! میترسم. از نگاههای نیامدهی فردا، از نبود بود نگاهت، من از هر فکر کرده و نکرده، از وسوسههای دل ساده، میترسم. از این ترس دائم هم. من از یک اشتباه ساده میترسم.... کاش واژه راه به حقیقت میبرد. یا نور المستوحشین فی الظلم...
+ بارش های ذهن و دل مهبان در جمعه 18 مرداد1387 0 |
Time runs and I can’t run any faster… + بارش های ذهن و دل مهبان در یکشنبه 13 مرداد1387 21 |
دین و مذهب بر ما، عشق رخ دلبر ماست پیش ارباب نظر، دین مصحّح این است عیدمون مبارک. + بارش های ذهن و دل مهبان در سه شنبه 8 مرداد1387 13 |
|
| ||||||