تبليغاتX
رود

رود

 

گاهي، عجيب دور خودت پيله مي­تني. هي فکر مي­کني، به خودت چنگ مي­زني. هي فکر مي­کني به هزاران خيال پرت، هي خنده مي­کني و سپس موي مي­کني...

                                                                                                                     (؟)

دوست ندارم اجازه بدم دوباره يکي از اون دوران­هاي پريشاني شروع بشه ولي دارم کم کم حضور تب آلودش رو حس مي­کنم. به کيلوها تن انرژي از نوع مرغوبش احتياج دارم. باطري فروشي خوب سراغ داريد؟

 

+ بارش های ذهن و دل مهبان در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 21 |


 

چند وقته يه دوستي تو دانشگاه بيشتر اوقات  با منه. يه حرفي که تکرار مي­کنه اينه که فردا خيلي ديره. يه روزم من بهش گفتم که به ياد داشته باش امروز طلوعي ديگر ندارد ولي الان داشتم فکر مي­کردم گاهي براي رسيدن بايد نرفت. گاهي ارزش زيادي که يه چيزي تو ذهن آدم پيدا مي­کنه دليل خوبي براي صبر کردن مي­شه. هر فردايي هم دير نيست...

 

پ.ن: با عجله از پاي کتاب پا شدم که بيام اين جا اينو بنويسم.

پ.ن: ادامه ي پست قبل رو حتما مي­نويسم.

پ.ن: با همه­ي اين تفاسير دلم کمي ...

 

+ بارش های ذهن و دل مهبان در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 20 |


شب است و چهره­ی ميهن سياهه نــشستن در سيـا هي­ها گناهه

تفنگــم را بـده تا ره بـــجويم كه هركه عاشقه پايش به راهه

برادر بي­قراره ، برادر شعله واره

برادر دشت سينه اش لاله زاره

شب و درياي خوف انگيز و طوفان من وانديشه­هاي پاك پويان

برايم خلعت و خنجر بياور كه خون مي­بارد ازدل­هاي سوزان

برادر نوجوونه ، برادر غرق خونه

برادر كاكلش آتشفشونه

تو كه با عاشقان درد آشنايي توكه هم­رزم و هم­زنجير مايي

ببين خون عزيزان را به ديوار بزن شيپور صبح روشنايي

برادر بي­قراره ، برادر نوجوونه

برادر شعله واره ، برادر غرق خونه

برادر كاكلش آتشفشونه

* اگر تا حالا نشنیدین این شعرو، یک بار کامل بخونیدش. اگرم شنیدین قبلا، یک کم مزه مزه کنین تا بیام یه چیزایی نه چندان بی ربط راجع بهش بگم به زودی ان شاالله...

+ بارش های ذهن و دل مهبان در سه شنبه 17 اردیبهشت1387 0 |


 

 

فک کن داري مي­ري. محکم قدم بر مي­داري. تنها هستي نيستي،نه معلومه، نه اون قدر که الآن فک مي­کني مهمه. بذار اين حرفا رو بذاريم کنار و جاده رو نگاه کنيم. يه کم باد مي­ياد. يه کمم سرده. دستاتو بي­خيال مي­کني تو جيبت. شونه­هات يه قوس ملايم دارن. راستش نمي­دوني کجا مي­ري. با اين همه، از اين مطمئن قدم برداشتنت تعجب نمي­کني. مي­دوني با هر قدم دور مي­شي. اينو حس مي­کني که اين رفتن نزديک شدن به جايي نيست. فقط دور شدنه، نفست رو با ريتم قدم­هات بيرون و تو مي­دي. حرکت سينت موقع نفس کشيدن عميق­ترين مفهوم زنده بودنته. سعي مي­کني به چيزي فک نکني ولي اين عبور مشتاقانه ذهنتو پر کرده. بهش فکر مي­کني و نمي­کني. باد شديدتر مي­شه. شايد به اندازه­ي کافي دور شدي. شايد بتوني خودتو براي چند لحظه يه مسافر جا بزني. مسافري که شوق رسيدن داره. نه مثه تو پي رفتنه. دورت شلوغ مي­شه. سلامِت مي­کنن. لبخند مي­زني. يه جرعه آب و يه لبخند مهمونت مي­کنن. يه شب، دو شب، موندگار مي­شي. کم کم مي­پرسن کجا مي­ري، چرا مي­ري، حتي مي­خوان همرات شن. وقت رفتن مي­شه باز. حرمت آب و لبخند رو نگه مي­داري، نمي­داري، معلوم نيست اما بعدا مي­فهمي نگه داشتنش مهم­تر از اوني بوده که الآن فک مي­کني. باد مي­ياد. به جواب سوالاشون فک مي­کني و نمي­کني. تو دنبال جواب نيستي. تو مي­ري که دور شي و باد مياد...

 

 

 

 

* افسانه هاي نوشته شده را بايد سوزاند.حکايت مجنون را بايد پاک کرد.از شيريني شيرين نگفت.نه، از افروديت و ... نبايد قصه بافت.پي داستاني تازه مي­گردم.

 

 

+ بارش های ذهن و دل مهبان در سه شنبه 10 اردیبهشت1387 0 |


به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند سرود رفتن و رفتن X

سردآب رود.کلاردشت.جایی که برای هزارمین بار عاشق ترکیب آب، کوه، جنگل و خدا شدم.


قطرات اول
نامه به من


کوتاه خواندنی

نازنین من
برای دخترم!
خواهر عزیز من
گفتگو!
رقص!!!
آرشیو پیوندهای روزانه


بارش های قدیمی

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


آرشیو موضوعی

شعر


می خونم

*
راز
لیلا
سروش
رهایی (فرهمند)
شب شرقی(سارا)
خاطرات فرنگ (هادی)
کوچه علی چپ(احسان)
سیب زمینی آسیب دیده(پدی)
نغمه های نوی یک شبان(هامون)
مجاز (فروزنده)
زندگی ( علی )
سکوووت ( مینا )
کوهستان ( همایون)
سکوت بشکسته(هادی)
از هر دری وری ( حسین )
پیاده روی ( سید حسین )
ارمیا
تی.ام
ایران اهدا
گرافیکی
متانویا


    :

قالب : Night Skin