|
داد ميزنم. فرياااااد.آاااي من آبستنم. فرياد. كودكم بينقص و زيبا است، ميدانم. او به خود، بر من، بر او، بي پرده آگاه است، ميدانم. كودكم هر چند در خسران و نسيان است، انسان است، ميدانم. كودكم رند است و با جانان به پيمان است، ميدانم. كودكم با شرم و بي ترس است. او نه چون دون مايگان پست است، ميدانم. كودكم را شير از اشك شبانه ميدهم، او بر اين گوهر چو من مست است، ميدانم. كودكم گهوارهاش ارض است و گه عرش است، ميدانم. او ز لالايي باران و صداي آسمان خفته است، ميدانم. آااااي. من آبستنم. فرياااااد. در پي اين درد خود را باز ميزايم. + بارش های ذهن و دل مهبان در شنبه 6 بهمن1386 21 |
|
| ||||||